تبليغاتX
حرفای یه یاغی
 
حرفای یه یاغی
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم. الم یعلم بان الله یری
 
سلام علیکم

توی این چند وقته که نبودم، هر بار که می خواستم ینویسم و حتی نوشتم و یعدش پاک کردم، توی این این فکر بودم که شاید ننوشتن در شرایطی بهتر باشد.

خیلی سخته که چیزایی بنویسی که خودت باید بهش عمل کنی.

باید چیزایی بنویسی که کوچکترین اثر مخربی در حال و آینده نداشته باشه.

باید خوب بنویسی( چیزی که هیچ وقت یاد نگرفتم و فک نکنم یاد بیگیرم)

توی این هیاهو ها که اونقدر شعورم نمی رسه که بفهمم کی داره درست میگه و شاید هم لازم نباشه: به مردمی فکر می کردم که تاوان این بازی ها رو می دهند. به مسائلی که در تمام دولت ها بوده و هیچ وقت بهش رسیدگی نشده.

به برنج های آلوده ای که خود هند هم اعلام کرد که برنج پنجاب آلودس به آرسنیک و به گوشت های آلوده دولت قبلی و به اینکه این مسائل همه در مرگ بر... و درود بر... فراموش می شن و دست آخر این وسط گوشت قربونی عباسه.

به مترویی که میگه بودجه نداره قطعه بگیره و دولتی که میگه قضیه سیاسی و تاخیر مترو و دیر رسیدن و توی تابستون گرما و روشن کردن کولر مترو توی سرما و هزار تا .....و ..... دیگه مردم رو باید مثل گوسفند این وسط سرشون معامله بشه .

کاش می شد خیلی چیزایی رو که نمیشه گفت، .....گفت.

تعجب می کنم که چگونه آسمان فرو نمی ریزد. چگونه زمین دهان باز نمی کند و نمی بلعد.

و الناس یفرحون....

يا سهل، ما أعجبك أن السماء لا تمطر دماً، والأرض لا تنخسف بأهل

باز هم می گویم و از نهایت جانم فریاد می زنم :

شهید مصطفی چمران : "می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را می پذیرم. اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست"

اینا چیزایی که هیچ ربطی به دولت نداره و توی همه دولت ها بوده پس خواهشن سیاسی کامنت نذارید چون حسشو ندارم.

یا علی و الحق مع علی
 |+| نوشته شده در  شنبه 1388/08/16ساعت 8:52  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

حالیا مصلحت خویش در آن می بینم           که کشم رخت به می خانه و خوش بنشینم

خستم....خسته

یا علی و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/06/08ساعت 14:39  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

روزگار آزمایش های سخت برای من ضعیف است.   .    .     . 

عسی ربی عن یهدینی سواء السبیل   

یا علی والحق مع علی 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/29ساعت 16:4  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

من شعر زیر از حضرت امام رو خیلی دوست دارم اما خدا کنه این شعر امام درست نباشه. اگه بخواد فرج به نیمه خرداد برسه باید ۶ سال دیگه صبر کنیم.

اگرچه تاخیر در نتیجه اعمال خود ماست. وقتی حدیث زیر رو از وبلاگ احادیث خواندم در مورد خودم مطمئنم که در مورد من صادقه.

امام زمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:

اگر شیعیان ما ـ كه خداوند آنها را به طاعت و بندگى خویش موفّق بدارد ـ در وفاى به عهد و پیمان الهى اتّحاد و اتّفاق مى داشتند و عهد و پیمان را محترم مى شمردند، سعادت دیدار ما به تأخیر نمى افتاد و زودتر به سعادت دیدار ما نائل مى شدند.

از غـم دوسـت در اين ميـکده فــرياد کشـم
دادرس نيست که در هجر رخش داد کشم

داد و بيـداد که در محفـل ما رندى نيســت
که برش شــکوه برم، داد ز بيــداد کشـــم

شـــاديم داد، غمم داد و جفــا داد و وفـــا
با صفـــا منت آن را کـه به مـن داد کشــم

عاشــقم، عاشــق روى تو نه چيـــز دگرى
بار هجــران و وصـالت ‏به دل شــاد کشــم

مُردم از زندگـى بى تو که با من هســـتى
طرفه سرى است که بايد بر استاد کشـم

ســــــالها مى‏گذرد، حادثـــــــه‏ها مى آيد
انتـظار فـرج از نيمـــــه خـــــــرداد کشــــم


روح الله الموسوي الخميني

برای تعجیل در فرج دعا کنید که گشایش مشکلات شما نیز در آن می باشد.

یا علی و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/15ساعت 14:10  توسط یاغی  | 

سلام علیکم

امام علی علیه السلام فرمود: در زمان فتنه و تباهکاری مانند بچه شتر باش که نه پشت [توانایی] دارد تا بر آن سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند. (نهج البلاغه - حکمت اول)

امام علی(ع) فرموده است: همانا دین خدا با موقعیت اشخاص شناخته نمی‌شود، بلکه با معیار و نشانه حق شناخته می‌گردد؛ پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی.(الامالی،مفید، ص5)


امام علی(ع) فرموده استهان! میان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نیست». یاران حضرت درباره معنای این سخن سؤال کردند. امام انگشتان خود را به هم چسباند و آن را میان گوش و چشم خود گذاشت. آن گاه فرمود: «باطل این است که بگویی: شنیدم و حق آن است که بگویی: دیدم» بحارالأنوار»، ج 75، ص 197).


این بلاگ سیاسی نخواهد شد. اما همچنان سر لوحه اش جمله شهید مصطفی چمران است که :

"می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آن را می پذیرم. اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست"

علی مع الحق و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 1388/05/08ساعت 18:28  توسط یاغی  | 

سلام علیکم

إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ يَا قَرِيبا لا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَادا لا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ

الهى، نظرى به من فرما، آن گونه نظر كه به اوليائت افكندى و انس روز افزونت را در دلهايشان به بار نشاندى، چون ندايشان مى‏كنى اجابتت مى‏كنند و عمل صالح از آنان مى‏طلبى، به حول و يارى تو اطاعتت مى‏كنند. اى نزديكى كه هرگز از فريفته و مفتونت دورى ندارى و اى بخشاينده‏اى كه هيچ‏گاه به اميدوار رحمتت، امساك نمى‏كنى.


اعیاد شعبانیه شدیدا مبارک.

کربلا.....کربلا.......کربلا

برای نعجیل در فرج دعا بفرمایید.

یا علی و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/04ساعت 17:9  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

از هرچه بگذریم سخن خواجه خوشتر است.

الان حسم اینه.

آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او گفتم گره نگشوده​ام زان طره تا من بوده​ام پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده​است بو چون من گدای بی​نشان مشکل بود یاری چنان زان طره پرپیچ و خم سهل است اگر بینم ستم شد لشکر غم بی عدد از بخت می​خواهم مدد با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او                  
بر جای بدکاری چو من یک دم نکوکاری کند وان گه به یک پیمانه می با من وفاداری کند نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند گفتا منش فرموده​ام تا با تو طراری کند از مستیش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند سلطان کجا عیش نهان با رند بازاری کند از بند و زنجیرش چه غم هر کس که عیاری کند تا فخر دین عبدالصمد باشد که غمخواری کند کان طره شبرنگ او بسیار طراری کند                  

عید مبعث مبارک.

برای تعجیل در فرج دعا کنید که برآورده شدن حاجات شما نیز در آن می باشد.

یا علی و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/28ساعت 12:18  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

بعضی از تصاویر و فیلم ها هیچگاه از ذهن پاک نمی شوند. یکی از فیلم های ماندگار ذهن بنده مربوط به روایت فتح سال های بسیار دور می شه. فیلمی که درش فیلمبردار پشت شخصی در کانال حرکت می کند. شخص یک بیست لیتری آب را پشتش داره و به سمت جلو حرکت می کند. ناگهان صدای خمپاره میاد و فیلمبردار و دوربین هم روی زمین می خوابند.

بعد از چند لحظه که دوربین بالا می آید، شخص روبرو بالا نمی آید و روی زمین افتاده و اشهدشو داره میگه.

یه صدا میاد که راحتش بذار ... هنوز آب روی پشتشه.

هر تصویری به دلایلی در ذهن ماندگار می شود و به دلایلی گفته می شود.

یا علی و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/21ساعت 15:51  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

ولادت آقای ما، مولای ما، حیدر کرار بر همه عاشقان و دل شکستگان تبریک.....خیلی تبریک

باز هم می گویم...

تا زنده ام می گویم:

یا علی و الحق مع علی

 |+| نوشته شده در  یکشنبه 1388/04/14ساعت 16:52  توسط یاغی  | 
سلام علیکم

شاید یه روز تحلیل خودم رو از اوضاع موجود گذاشتم اینجا....فعلا زوده. هم اکنون حال کردم محض خنده وصیت نامه کوروش و داریوش رو بذارم اینجا.


وصیت نامه کوروش:

فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشکار دریافته‌ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌یار بوده‌ام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ترم. من دوستان را به خاطر نیکویی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خویش دیده‌ام. زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می‌گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم. حتی در پیروزی های بزرگ خود، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب. در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست. باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده‌تر است کشور را سامان خواهد داد. فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پرورده‌ام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند. تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند . هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد. از کژی و ناروایی بترسید. اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد. من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود. به نام خدا و نیاکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید. پیکر بی‌جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که این‌همه چیزهای نغز و زیبا می‌پرورد آمیخته گردد. من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می‌بخشد آمیخته گردم. هم‌اکنون درمی یابم که جان از پیکرم می‌گسلد ... اگر از میان شما کسی می‌خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم. پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید. زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد. چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود. از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند. به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.


وصیت نامه داریوش:

اينك كه من از دنيا ميروم بيست وپنج كشور جزو امپراتوري ايران ميباشد ودر تمام اين كشورها پول ايران رواج دارد.و ايرانيان در آن كشورها داراي احترام ميباشند و مردم كشور ها نيز داراي احترام هستندجانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد وراه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها دخالت نكند و مذهب و شعائر آنها رامحترم بشمارد اكنون كه من از دنيا مي روم تو دوازده كرور در زردرخزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو ميباشد. زيرا قدرت يك پادشاه فقط در شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست البته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره ها يبافزايي نه كه از آن بكاهي.من نميگويم كه از آن برداشت نكني زيرا قاعده اين زر اين است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند. اما در اولين فرصت آنچه را كه برداشتي به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.ده سال است كه من مشغول ساختن انبار هاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها كه از سنگساخته ميشود به شكل استوانه است , در مصر آموختم .چون انبار ها پيوسته تخليه ميشود حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبارها سالها مي ماند. بدون اينكه فاسد شوند. وتوبايد بعد از من به ساختن انبار هاي غله ادامه دهي تا اينكه همواره آذوقه دو يا سه سال كشور در انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اينكه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خواربار استفاده كن و غله جديد را بعد از اينكه بو جاري شد به انبار منتقل نما. بدين ترتيب تو هرگز براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشكسالي شود.هرگز دوستان ونديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار براي آنان همان مزيت دوست بودن با تو كافيست.چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آن به مردم ظلم بنمايند و استقاده نا مشروع كنند نخواهي توانست آنهارا مجازات كني چون با تو دوست هستند وتو ناچاري رعايت دوستي نمايي.كانالي كه من ميحواستم بين شط نيل و درياي سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن كانال را باتمام برساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند.اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران , نظم وامنيت برقرار كند. ولي فرصت نكردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني. با يك ارتش نيرومند به يونان خمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند.توصيه ميكنم هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هردوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور كن.افسران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاري نكن.اگر بد رفتاري كني آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند. اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد. ولوبه قيمت كشته شدن جان خودشان باشدو تلافي آنها اينطور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند وتسليم مي شوند تا اينكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم نمايند.امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسندتا اينكه فهم و عقل آنها بيشتر شود وهر قدر كه فهم آنها زيادتر شود تو بهتر ميتواني سلطنت كني. همواره حامي كيش يزدان پرست باش ولي هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي كنند و پيوسته به خاطر داشته باش كه هر كس بايد آزاد باشدكه از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند.بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم. بدن من را بشوي و آنگاه كفني را خود فراهم كردم برمن بپيچان ودر تابوت سنگي قرار بده ودر قبر بگذار. اما قبرم را كه موجوداست مسدود نكن تا هر زمان كه متواني وارد قبر شوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي. من كه پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم ,مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد.خواه پادشاه بيست وپنج كشور باشد و يا يك خار كن. اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر شوي و تابوت را ببيني.زنهار , زنهار. هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن كه يك قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و راي صادر نمايد. زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد.هرگز از آباد كردن دست بر ندار , زيرا اگر دست از آباد كردن برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت.در آباد كردن , حفر قنات و احداث جاده و شهر سازي را در درجه اول اهميت قرار بده.عفو وسخاوت را قراموش نكن وبدان كه عفو فقط موقعي بايد بكار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطائي كرده باشد واگر به ديگري خطائي كرده باشد و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي .بيش از اين چيزي نمي گويم و اين اظهارات را با كساني كه غير از تو در اين جا حاضرند كردم تا اينكه بدانند قبل از مرگ من توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است.


یا علی و الحق مع علی
 |+| نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 12:37  توسط یاغی  | 
 
  بالا